تبليغاتX
وبلاگ شخصی جهت اطلاع رسانی

وبلاگ شخصی جهت اطلاع رسانی

صورت پروژه فولاد ترم مهر91-90

فایل ذیل را دانلود نموده و پس از پرینت کامل آن و یک پلان به من مراجعه کنید

http://armcivil.persiangig.com/MARAHEL%20PROJEHct.doc


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 22:53  توسط مدیر وبلاگ  | 

پروژه فولاد

 

نمره پروژه کلیه دانشجویان(ترم بهمن و ترم تابستانی ها) پس از دفاع حضوری از پروژه اعلام می شود

بدین منظور دانشجو باید ابتدا فایل های محاسباتی طراحی سازه و پی را

به ایمیل   armcivil@yahoo.com  ارسال نماید سپس یکی از روزهای دوشنبه یا سه شنبه

ساعت ۱۴:۳۰ یا پنج شنبه ساعت ۹:۱۵  با در دست داشتن فایل ها و لپ تاپ برای بررسی فایل ها

به اینجانب در دانشگاه آزاد شهر مراجعه نماید.

نمره دانشجویانی که تا ۱۵ ابان مراجعه نکنند ۸ اعلام خواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 18:42  توسط مدیر وبلاگ  | 

تحویل پروژه

کلیه کسانیکه پروژه در ترم بهمن داشته اند

برای تحویل پروژه روز سه شنبه مورخ ۸ شهریور

ساعت  ۹ صبح به

دانشگاه مراجعه کنند.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 23:48  توسط مدیر وبلاگ  | 

پروژه ترم تابستان

 

کلیه دانشجویانی که در ترم تابستان پروژه فولاد دارند پلان پیشنهادیشان را

به ادرس   armcivil@yahoo.com  ارسال کنند و منتظر پاسخ باشند.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 12:54  توسط مدیر وبلاگ  | 

13 رجب

عید مبارک

 

 

چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟

اين عبارت در احاديث زيادي از وجود مقدس رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در شان حضرت علي عليه السلام نقل شده است :
اصل احاديث از منابع شيعه

عن عبد الله بن عباس قال : قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : ... معاشر الناس ، إن عليا قسيم النار ، لا يدخل النار ولي له ، ولا ينجو منها عدو له ، إنه قسيم الجنة ، لا يدخلها عدو له ، ولا يزحزح عنها ولي له .

امالي شيخ صدوق ص 83 ، به سند ديگر خصال ، شيخ صدوق ، ص 496

از عبدالله بن عباس نقل شده است که گفت : رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند : ... اي گروه مردم ! همانا علي تقسيم کننده جهنم (نار) است کسي که ياور و دوست او باشد وارد آتش نخواهد شد و کسي که دشمن او باشد از آن نجات نخواهد يافت . همانا او تقسيم کننده بهشت است کسي که دشمن او باشد وارد آن نخواهد شد و کسي که دوست او باشد از آن محروم نخواهد شد.

قال(علي ابن موسي الرضا) قال رسول الله " ص " يا علي انك قسيم الجنة والنار

عيون اخبار الرضا ج 1 ص 30

حضرت علي بن موسي الرضا فرمودند : رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند :

اي علي ! همانا تو تفسيم کننده بهشت و جهنم هستي .

عن سليمان بن خالد ، عن أبي عبد الله جعفر بن محمد الصادق ، عن آبائه عليهم السلام قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله لعلي عليه السلام : ... يا علي أنت قسيم الجنة والنار ، لا يدخل الجنة إلا من عرفك وعرفته ، ولا يدخل النار إلا من أنكرك وأنكرته .

امالي شيخ مفيد ص 213

از سليمان بن خالد از امام صادق عليه السلام از پدرانشان از رسول خدا صلي الله عليه و اله و سلم به حضرت علي عليه السلام فرمودند : ... اي علي تو قسمت کننده بهشت و دوزخي وارد بهشت نمي شود مگر کسي که او تو را و تو او را بشناسي (جزء شيعيان واقعي تو باشد) و وارد دوزخ نمي شود مگر کسي که تو را انکار کند و تو او را انکار کني.

اين روايت به چند صورت قسيم النار والجنه، قسيم النار ، قسيم الجنه و النار ، السلام عليک يا قسيم النار و الجنه، در منابع ذيل آمده است:

الکافي کليني ج 4 ص 570، معاني الاخبار شيخ صدوق ص 206، تهذيب الاحکام شيخ طوسي ج 6 ص 29، روضه الواعظين فتال نيشابوري ص 100و 118، المسترشد طبري شيعي ص 264، امالي شيخ مفيد ص 213، امالي شيخ طوسي ص 305 و 629، احتجاج طبرسي ج 1 ص 209و 341،مناقب ابن شهر آشوب ج 2 ص 8 و ج 3 ص 28، الطرائف سيد بن طاووس ص 76، مدينه المعاجز ج 1 ص 280
روايت از منابع اهل سنت

اين روايت در بسياري از منابع اهل سنت نقل شده است و اگر چه برخي از متعصبين سعي در تضعيف اين روايت کرده اند اما جايي که اين روايت در کتب لغت نيز راه پيدا مي کند و به اسناد متعدد در کتب معتبر اهل سنت نقل مي شود ديگر اشکال بهانه جويان جايي ندارد اکنون به برخي از نقلها در منابع اهل سنت اشاره مي کنيم:

عن علي رضي الله تعالى عنه أنا قسيم النار

الفايق في غريب الحديث جارالله زمخشري ج 3 ص 97

از حضرت علي عليه السلام فرمودند : من تقسيم کننده دوزخ هستم .

وروى أيضا عن الأعمش عن موسى بن طريف ، عن عباية ، قال سمعت عليا ( ع ) ، وهو يقول : أنا قسيم النار .

شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 2 ص 260 و ج 19 ص 140.

و همچنين روايت شده است از اعمش از موسي بن طريف از عبايه که گفت از علي عليه السلام شنيدم در حالي که مي فرمود: من تقسيم کننده دوزخ هستم .

عن عباية عن علي قال : أنا قسيم النار ، إذا كان يوم القيامة قلت هذا لك وهذا لي .

البدايه و النهايه ج 7 ص 392

از حضرت علي عليه السلام نقل شده است که فرمودند : من قسمت کننده دوزخم زماني که روز قيامت فرا رسد مي گويم (به آتش ) اين (شخص) براي تو و اين (شخص) براي من .

همچنين غريب الحديث ، ج 1 ، ص 377 ، النهايه في غريب الحديث ، ج 4 ، ص 61 و المناقب ، خوارزمي ، ص 41 و کنزالعمال متقي هندي ج 13 ص 152، تاريخ مدينه دمشق ج 42 ص 298.
دليل اين نامگذاري

برخي از روايات علت اين نامگذاري را ذکر کرده اند که به دو روايت اکتفا مي شود:

1 - حدثنا أحمد بن الحسن القطان قال : حدثنا أحمد بن يحيى بن زكريا أبو العباس القطان قال : حدثنا محمد بن إسماعيل البرمكي قال : حدثنا عبد الله بن داهر قال : حدثنا أبي ، عن محمد بن سنان عن المفضل بن عمر قال : قلت لأبي عبد الله جعفر بن محمد الصادق " ع " لم صار أمير المؤمنين علي بن أبي طالب قسيم الجنة والنار ؟ قال : لان حبه إيمان وبغضه كفر ، وإنما خلقت الجنة لأهل الايمان ، وخلقت النار لأهل الكفر ، فهو عليه السلام قسيم الجنة والنار ، لهذه العلة فالجنة لا يدخلها إلا أهل محبته ، والنار لا يدخلها إلا أهل بغضه .

علل الشرايع ج 1 ص 162

از مفضل بن عمر نقل شده است که گفت به امام صادق عليه السلام عرض کردم به چه علت اميرالمومنين علي بن ابي طالب قسيم الجنه و النار گفته شده است ؟ حضرت فرمودند : به خاطر اينکه دوست داشتن او ايمان و دشمن داشتن او کفر است ، و همانا بهشت براي اهل ايمان آفريده شده است و نار براي اهل کفر خلق شده است بنابر اين حضرت علي عليه السلام به اين علت قسيم الجنه و النار است بنابر اين در بهشت وارد نمي شود مگر اهل محبت و دوستي با او و وارد آتش نمي شود مگر اهل دشمني با او .

همچنين در روايت ديگري از امام رضا عليه السلام آمده است :

30 - حدثنا تميم بن عبد الله بن تميم القرشي قال : حدثني أبي عن أحمد بن علي الأنصاري عن أبي الصلت الهروي قال : قال المأمون يوما للرضا عليه السلام يا أبا الحسن أخبرني عن جدك أمير المؤمنين بأي وجه هو قسيم الجنة والنار وبأي معنى فقد كثر فكري في ذلك ؟ فقال له الرضا عليه السلام : يا أمير المؤمنين ألم ترو عن أبيك عن آبائه عن عبد الله بن عباس أنه قال : سمعت رسول الله ( ص ) يقول : حب علي إيمان وبغضه كفر ؟ فقال : بلى فقال الرضا عليه السلام : فقسمة الجنة والنار إذا كانت على حبه وبغضه فهو قسيم الجنة والنار

عيون اخبار الرضا ج 1 ص 92.

ابا صلت هروي نقل کرده است که روزي مامون به امام رضا عليه السلام گفت : يا اباالحسن ما را از پدرت اميرالمومنين آگاه ساز که به چه علت قسيم الجنه و النار خوانده شده است و اين به چه معنا است که اين مطلب فکر مرا مشغول ساخته است پس امام رضا عليه السلام به او فرمودند اي مامون آيا تو از پدرت و او از پدرانش از ابن عباس از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نقل نکرديد که گفت از رسول خدا شنيدم مي فرمايند: حب علي ايمان و دشمني با علي کفر است ؟ پس مامون پاسخ داد آري پس حضرت فرمودند : پس تقسيم مي کند بهشت و دوزخ را زماني که ايمان و کفر بر اساس حب و بغض او باشد پس بنابر اين او قسيم الجنه و النار است.
قسيم الجنه و النار در شعر شاعران

شاعران زيادي در طول قرون متمادي از اين روايت در شعر خود استفاده کرده اند که به برخي اشاره مي شود:

قسيم النار ذو خير وخير يخلصنا الغداة من السعير

فكان محمد في الدين شمسا علي بعد كالبدر المنير

خاتمه المستدرک ميرزاي نوري ج 3 ص 80،

علي عليه السلام تقسيم کننده دوزخ صاحب خير است و چه خوب است که فرداي قيامت از جهنم نجات مي يابيم.

پس حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم در دين خورد است و بعد از آن علي مثل ماه درخشنده است .

قال البشنوي:

فمدينة العلم التي هو بابها أضحى قسيم النار يوم مآبه

فعدوه أشقى البرية في لضى ووليه المحبوب يوم حسابه

مناقب ابن شهر آشوب ج 1 ص 314،

پس شهر علمي که او در آن است روشن است که تفسيم کننده دوزخ روز بازگشتش او خواهد بود.

پس دشمن او شقي ترين خلق در قيامت است و دوست او مورد محبت در روز حسابرسي است .

قال عمار بن تغلبة :

علي حبه جنة قسيم النار والجنة

وصي المصطفى حقا إمام الانس والجنة .

مدينه المعاجز علامه بحراني ج 1 ص 260

حب علي بن ابيطالب سپر از آتش است و او تقسيم کننده جهنم و بهشت است .

و او جانشين و وصي به حق حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم است و او پيشواي جنو انس است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 18:42  توسط مدیر وبلاگ  | 

پروژه فولاد

 

کلیه دانشجویانیکه درس پروژه فولاد دارند

 لازمست فایل ذیل را دانلود کنند و مطابق دستور العمل

پیش بروند.

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://armcivil.persiangig.com/PROJECT.rar

 ایین نامه  ۲۸۰۰ زلزله (فایل محاسباتی)

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://armcivil.persiangig.com/2800_3rd_Edition.exe

 

راهنمای اتصالات

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://armcivil.persiangig.com/ET%20FILES.rar

 دتایل

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://armcivil.persiangig.com/D%20E%20T%20A%20I%20L.rar

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 1:1  توسط مدیر وبلاگ  | 

اطلاعیه

کلیه کلاسهای درسی اینجانب در

روز  پنج شنبه مورخ ۲۵  فروردین و ۱ اردیبهشت تشکیل نمیگردد.

جبرانی= زلزله شنبه ساعت ۱۳:۳۰

فولاد ۱ = یکشنبه ساعت ۱۴

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 23:4  توسط مدیر وبلاگ  | 

سفر حج

با سلام به همه

فردا (یکشنبه) ۲۲ اسفند ۸۹ ساعت ۹ صبح پرواز به سمت مدینه النبی و شرو ع

سفر حج عمره مفرده را دارم.

 از همه در خواست حلالیت میکنم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 14:24  توسط مدیر وبلاگ  | 

مناجات بسیار زیبای حضرت امیر المومنین



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُونَ اِلاّ مَنْ اَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ

خدايا از تو امان خواهم در آن روزى كه سود ندهد كسى را نه مال و نه فرزندان مگر آن كس كه دلى پاك به نزد خدا آورد


وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ يَعَضُّ الظّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتِنىِ اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً

و از تو امان خواهم در آن روزى كه بگزد شخص ستمكار هر دو دست خود را و گويد اى كاش گرفته بودم با پيامبر راهى


وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصى وَالاَْقْدامِ

و از تو امان خواهم در روزى كه شناخته شوند جنايتكاران به سيما و رخساره شان و بگيرندشان به پيشانيها و قدمها


وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَجْزى والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَيْئاً اِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقُّ

و از تو امان خواهم در آن روزى كه كيفر نبيند پدرى بجاى فرزندش و نه فرزندى كيفر شود بجاى پدرش براستى وعده خدا حق است


وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظّالِمينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوَّءُ الدّارِ

و از تو امان خواهم در آن روزى كه سود ندهد ستمكاران را عذرخواهيشان و بر ايشان است لعنت و ايشان را است بدى آن سراى


وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَالاَْمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ

و از تو امان خواهم در روزى كه مالك نيست كسى براى كسى ديگر چيزى را و كار در آن روز بدست خدا است


وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ اَخيهِ وَاُمِّهِ وَاَبيهِ وَصاحِبَتِهِ وَبَنيهِ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَاءْنٌ يُغْنيهِ

و از تو امان خواهم در آن روزى كه بگريزد انسان از برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانش
براى هركس از ايشان در آن روز كارى است كه (فقط) بدان پردازد



وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدى مِنْ عَذابِ يَوْمَئِذٍ بِبَنيهِ وَصاحِبَتِهِ وَاَخيهِ وَفَصيلَتِهِ الَّتى تُؤْويهِ
وَمَنْ فِى الاَْرْضِ جَميعاً ثُمَّ يُنْجيهِ كَلاّ اِنَّها لَظى نَزّاعَةً لِلشَّوى


و از تو امان خواهم در آن روزى كه شخص جنايتكار دوست دارد كه فدا دهد از عذاب آن روز پسرانش و همسرش و برادرش
و خويشاوندانش كه او را در پناه گيرند و هر كه در زمين هست يكسره كه بلكه او را نجات دهد،
هرگز كه جهنم آتشى است سوزان كه پوست از سر بكند


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمَوْلى وَاَ نَا الْعَبْدُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى

مولاى من ... تويى سرور و منم بنده و آيا رحم كند بر بنده جز سرور او ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمالِكُ وَاَ نَا الْمَمْلُوكُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَمْلُوكَ اِلا الْمالِكُ

مولاى من اى مولاى من ، تويى مالك و منم مملوك و آيا رحم كند بر مملوك جز مالك ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَزيزُ وَاَ نَا الذَّليلُ وَهَلْ يَرْحَمُ الذَّليلَ اِلا الْعَزيزُ

مولاى من اى مولايم تويى عزتمند و منم خوار و ذليل و آيا رحم كند بر شخص خوار جز عزيز ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْخالِقُ وَاَ نَا الْمَخْلُوقُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ اِلا الْخالِقُ

مولاى من اى مولاى من تويى آفريدگار و منم آفريده و آيا رحم كند بر آفريده جز آفريدگار ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَظيمُ وَاَ نَا الْحَقيرُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْحَقيرَ اِلا الْعَظيمُ

مولاى من اى مولاى من تويى بزرگ و منم ناچيز و آيا رحم كند بر ناچيز جز بزرگ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْقَوِىُّ وَاَ نَا الضَّعيفُ وَهَلْ يَرْحَمُ الضَّعيفَ اِلا الْقَوِىُّ

مولاى من اى مولاى من تويى نيرومند و منم ناتوان و آيا رحم كند بر ناتوان جز نيرومند ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغَنِىُّ وَاَ نَا الْفَقيرُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْفَقيرَ اِلا الْغَنِىُّ

مولاى من اى مولاى من تويى بى نياز و منم نيازمند و آيا رحم كند بر نيازمند جز بى نياز ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمُعْطى وَاَنَا السّاَّئِلُ وَهَلْ يَرْحَمُ السّاَّئِلَ اِلا الْمُعْطى

مولاى من اى مولاى من تويى عطابخش و منم سائل و آيا رحم كند بر سائل جز عطاكننده ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْحَىُّ وَاَ نَا الْمَيِّتُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَيِّتَ اِلا الْحَىُّ

مولاى من اى مولاى من تويى زنده و منم مرده و آيا رحم كند مرده را جز زنده ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْباقى وَاَ نَا الْفانى وَ هَلْ يَرْحَمُ الْفانىَ اِلا الْباقى

مولاى من اى مولاى من تويى باقى و منم فانى و آيا رحم كند بر فانى جز خداى باقى ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الدّاَّئِمُ وَاَ نَا الزّاَّئِلُ وَهَلْ يَرْحَمُ الزّآئِلَ اِلا الدَّّائِمُ

مولاى من اى مولاى من تويى هميشگى و منم زوال پذير و آيا رحم كند بر زوال پذير جز خداى هميشگى ؟


مَوْلا ىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الرّازِقُ وَاَ نَا الْمَرْزُوقُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ اِلا الرّازِقُ

مولاى من اى مولاى من تويى روزى ده و منم روزى خور و آيا رحم كند روزى خور را جز روزى ده ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَالْجَوادُ وَاَ نَاالْبَخيلُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْبَخيلَ اِلا الْجَوادُ

مولاى من اى مولاى من تويى سخاوتمند و منم بخيل و آيا رحم كند بر بخيل جز سخاوتمند ؟


مَوْلاىَ يامَوْلاىَ اَنْتَ الْمُعافى وَاَ نَا الْمُبْتَلى وَهَلْ يَرْحَمُ الْمُبْتَلى اِلا الْمُعافى

مولاى من اى مولاى من تويى عافيت بخش و منم گرفتار و آيا رحم كند بر شخص گرفتار جز عافيت بخش ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْكَبيرُ وَاَ نَا الصَّغيرُ وَهَلْ يَرْحَمُ الصَّغيرَ اِلا الْكَبيرُ

مولاى من اى مولاى من تويى بزرگ و منم كوچك و آيا رحم كند بر كوچك جز بزرگ ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْهادى وَاَ نَا الضّاَّلُّ وَهَلْ يَرْحَمُ الضّاَّلَّ اِلا الْهادى

مولاى من اى مولاى من تويى راهنما و منم گمراه و آيا رحم كند بر گمراه جز راهنما ؟


مَوْلاىَ يامَوْلاىَ اَنْتَ الرَّحْمنُ وَاَ نَا الْمَرْحُومُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَرْحُومَ اِلا الرَّحْمنُ

مولاى من اى مولاى من تويى بخشاينده و منم بخشش پذير و آيا رحم كند بخشش پذير را جز بخشاينده ؟


مَوْلاىَ يامَوْلاىَ اَنْتَ السُّلْطانُ وَاَ نَا الْمُمْتَحَنُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمُمْتَحَنَ اِلا السُّلْطانُ

مولاى من اى مولاى من تويى سلطان و منم گرفتار آزمايش و آيا رحم كند به بنده گرفتار آزمايش جز سلطان ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الدَّليلُ وَاَ نَا الْمُتَحَيِّرُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمُتَحَيِّرَ اِلا الدَّليلُ

مولاى من اى مولاى من تويى دليل و راهنما و منم متحير و سرگردان و آيا رحم كند سرگردان را جز راهنما ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغَفُورُ وَاَ نَا الْمُذْنِبُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمُذْنِبَ اِلا الْغَفُورُ

مولاى من اى مولاى من تويى آمرزنده و منم گنهكار و آيا رحم كند گنهكار را جز آمرزنده ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغالِبُ وَاَ نَا الْمَغْلُوبُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَغْلُوبَ اِلا الْغالِبُ

مولاى من اى مولاى من تويى غالب و منم مغلوب و آيا رحم كند بر مغلوب جز غالب ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الرَّبُّ وَاَ نَا الْمَرْبُوبُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَرْبُوبَ اِلا الرَّبُّ

مولاى من اى مولاى من تويى پروردگار و منم پروريده و آيا رحم كند پروريده را جز پروردگار ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمُتَكَبِّرُ وَاَ نَا الْخاشِعُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْخاشِعَ اِلا الْمُتَكَبِّرُ

مولاى من اى مولاى من تويى خداى با كبريا و بزرگمنش و منم بنده فروتن و آيا رحم كند بر فروتن جز خداى بزرگمنش ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اِرْحَمْنى بِرَحْمَتِكَ وَارْضَ عَنّى بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ وَفَضْلِكَ

مولاى من اى مولاى من به من رحم كن به رحمت خود و خوشنود شو از من به جود و كرم و فضل خود


يا ذَاالْجُودِ وَالاِْحْسانِ وَالطَّوْلِ وَالاِْمْتِنانِ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

اى صاحب جود و احسان و نعمت و امتنان به رحمتت اى مهربانترین مهربانان
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 12:45  توسط مدیر وبلاگ  | 

ولادت باسعادت پیامبر رحمت(ص) و صادق آل محمد(ع) بر همه مسلمانان مبارک باد

ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلك را كمال و منزلتى نيست در نظر قدر با كمال محمد

وعده ديدار هر كسى به قيامت ليله اسرى، شب وصال محمد

آدم و نوح و خليل و موسى و عيسى آمده مجموع، در ظلال محمد

عرصه گيتى مجال همت او نيست روز قيامت نگر، مجال محمد

و آن همه پيرايه بسته جنت فردوس بو كه قبولش كند، بلال محمد

همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد

شمس و قمر در زمين حشر نتابد پيش دو ابروى چون هلال محمد

چشم مرا، تا به خواب ديد جمالش خواب نمى‏گيرد از خيال محمد

«سعدى‏» اگر عاشقى كنى و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 17:36  توسط مدیر وبلاگ  |